گـوناگـون   ( شماره 22  )

موضع مراجع عظام تقليد:
اسلام از هر ابزاری برای دفاع و باقی ماندن در صحنه استفاده می کند و اين کارها اگر برای احيا و بقای نظام اسلامی باشد، مجاز و مباح است

  ************************************************************

  گوشه ای از عملکرد مباح حکومت امام زمان:
در حکومت اسلامی به زنان زندانی تجاوز می شود

مصاحبه روزنامه ديلی تلگراف با رويا طلوعی

سايت روزآنلاين: يکی از زنان فعال طرفدار دموکراسی که سال گذشته به اتهامات واهی محکوم و زندانی شد، افشا کرد که ماموران حکومت چگونه به زنان زندانی تجاوزمی کنند. رويا طلوعی، 40 ساله، هنگامی که از امضا کردن ورقه اعترافاتی که بزور از او گرفته بودند، سر باز زد، مورد ضرب و شتم و تجاوز ماموران وزارت اطلاعات قرار گرفت. زمانی که او را تهديد کردند که دو فرزندش را در مقابل چشمانش آتش می زنند، قبول کرد که نامش را پای ورقه بنويسد.

کلمات رکيک مردی که به او حمله کرد، شايد به اندازه آزار جسمانی اين حمله وحشتناک بود. طلوعی، هفته گذشته در مصاحبه با ساندی تلگراف در واشنگتن گفت: "وقتی از آن مرد پرسيدم چطور می توانی اين بلا را به سر من بياوری، او گفت که فقط به دو چيز اعتقاد دارد، اسلام و حکم روحانيون. اما من می دانم که هيچ دينی نمی تواند کاری که آنها با من و زنان ديگر انجام دادند را توجيه کند. دين برای اين آدم ها فقط وسيله ای برای استعمار و سوءاستفاده است. اين حکومتی است که با زنان، رژيم های ديگر، قوميت های ديگر و با هر کسی که نظری مخالف داشته باشد، مخالف است."

اظهارات خانم طلوعی درباره سختی هايی که کشيده است، برگزارش اخير مخالفان حکومت که می گويند ماموران وزارت اطلاعات به زنان زندانی تجاوز می کنند و با اين روش از آنها اعتراف می گيرند و قبل از اعدام به دختران جوان تجاوز می کنند تا به عنوان باکره به بهشت وارد نشوند، تاييد می کند.

تعداد کمی از زنان دنيای اسلام حاضر می شوند حتی در ميان خودشان درباره اين موضوع صحبت کنند، اما خانم طلوعی می گويد که حکومت بارها زنان زندانی را مورد تجاوز جنسی قرار داده است. او وقتی درباره تجربه زندانش صحبت می کند، صدايش به نجوا تبديل می شود و بغض گلويش را می گيرد، اميدوار است که نيما، پسر شش ساله اش که در رستوران هتل پيتزا می خورد، ناراحت نشود. اما نيما سعی می کند او را دلداری بدهد. او با لحنی غمزده می گويد: "خوشم نمی آيد مامان از زندان حرف بزند. گريه اش می گيرد." خانم طلوعی که انجمنی از زنان در کردستان ايران تشکيل داد و مجله ای ماهانه منتشر می کرد که تابستان سال گذشته توقيف شد و ماه اوت سال گذشته به دليل شرکت در تظاهرات ضد رژيم در شهر سنندج که به تمام مناطق کرد نشين سرايت کرد، بازداشت شد.

رويا طلوعی درباره نحوه بازداشتش می گويد: "چهار مرد و سه زن مسلح شبانه به خانه ام حمله کردند و من را با خودشان بردند. بچه هايم گريه می کردند. تمام شب بازجو های مختلف از من بازجويی کردند و بعد من را به زندان انفرادی انداختند." او را با يک پتو و يک ليوان که برای ادرار هم از آن استفاده می کرد، در زندان مخوف وزارت اطلاعات در سلول انفرادی زندانی کردند.

شش شب پياپی در زير زمين زندان از او بازجويی شد و بازجو ها از او می خواستند که اعتراف کند که تظاهرات را او بر پا کرده و از روی فهرستی که جلويش گذاشته بودند، هويت همکارانش را در اين توطئه فاش کند.

"وقتی از انجام کاری که خواسته بودند سر باز زدم، به من سيلی زدند. اما بعد از شش شب، روش عوض شد. من را با دو مرد در يک اتاق تاريک کوچک تنها گذاشتند. يکی از آنها که خودش را اميری معرفی کرد، معاون دادستان بود. مرد ديگری بسيار بد دهن بود و حرف های رکيک می زد. آنها پشت سر هم به من سيلی زدند. بقيه شب کاری با من کردند هيچ زنی هرگز نبايد تجربه اش بکند. اميری گفت که من تو را به دار می زنم، اما قبل از آن، بلايی به سرت می آورم که ديگر هيچ زنی جرات کند، دهنش را اينجا باز کند." بعد به او تجاوز کرد.

وقتی او از اميری می پرسيد که چطور می تواند دست به چنين کاری بزند؟ اميری به او می گفت که فقط اسلام و حکم روحانيون برای او اهميت دارد. حمله آنها باعث کبودی و خونريزی اش شده بود، اما او همچنان از امضای ورقه سر باز می زد. او در مقابل از حمله کننده خشنش می خواست که با يک وکيل ملاقات کند و با فعالان بين المللی حقوق بشر گفتگو کند.

شب بعد، به دليل اينکه هنوز خون ريزی می کرد و به اصطلاح "نجس" شده بود، مورد آزار جنسی قرار نگرفت. در عوض به او گفتند که فرزندانش را در مقابل چشمانش آتش می زنند.

عاقبت در هم می شکند. خانم طلوعی می گويد: "خودم را به پاهای اميری انداختم و التماس کردم به بچه هايم آسيب نرساند. گفتم که هر کاری که بخواهند انجام می دهم و هر چيزی را که بخواهند، امضا می کنم." او اعتراف می کند که با مصاحبه کردن با رسانه های بيگانه و رهبری تظاهرات، عليه رژيم توطئه کرده است، اما می گويد که همدستی نداشته است.

بعد از گذراندن چند شب ديگر در انفرادی، به زندان عمومی زنان منتقل می شود و در آنجا با زخم های چرکين ساير زندانی ها که بر اثر ضربات شلاق بوجود آمده بود، مواجه می شود.

او در حالی که سعی می کرد شان و شايستگی اش را حفظ کند، به زنان ديگر درباره اصول اوليه حقوق بشر آموزش هايی داد و کمک کرد تا برای اولين بار وسايل کمک های اوليه برای آنها تهيه بشود. او می گويد: "يک احساس رفاقت خوب بين مان شکل گرفته بود."

خانم طلوعی بعد از تحمل 66 روز زندان، با قرار وثيقه آزاد شد و او دليل آزاديش را چنين توضيح می دهد: "چون رژيم به آنچه که می خواست، رسيده بود." اما او همچنان برای جان فرزندانش احساس خطر می کرد، به همين دليل تصميم به فرار می گيرد. ابتدا او و نيما به ترکيه می روند و دختر چهارده ساله اش شيما هم از طريق قاچاق، به آنها می پيوندد.

گروهی از مخالفان رژيم به نام اتحاديه زنان ايران، از ترس دسترسی ماموران حکومت که گفته می شد پناهندگان را به قتل می رسانند، به آنها کمک می کنند تا ماه گذشته به آمريکا بروند.

خانم طلوعی پناهندگی سياسی گرفته و منتظر است تا مبارزه اش را با تهران آغاز کند. اقوامش هنوز در ايران زندگی می کنند و به دلايل امنيتی از گفتن جزئيات خودداری می کند اما می گويد که خانواده اش برای او دعای خير کرده اند تا بتواند حرف هايش را با وجود عواقب احتمالی آن آزادانه بگويد.

توجه جهانی روی مسائل اتمی ايران و رئيس جمهور تندرو اش که در زمانی که او در زندان بسر می برد روی کار آمد، معطوف شده است. اما خانم طلوعی معتقد است که تغيير زيادی در ايران صورت نگرفته است. او می گويد: "بعضی وقت ها به نظر می رسد که حکومت بهتر شده است و بعضی وقت ها به نظر بدتر می آيد، اما مردم ايران همچنان عذاب می کشند."

رویا طلوعی

برای دیدن فیلمها روی شماره ها کلیک کنید !

01  02  03  04  05  06  07  08  09  10

23  )  <<  گـوناگـون  >>  ( 21  )

 
 

Send mail to admin@iranbanan.com   with questions or comments about this web site.

 
 

Copyright © 2006  The Cultural Foundation of Iranbanan