گـوناگـون   ( شماره 27  )

دوران غربت یهودیان و بازگشت آنها به وطن با ارده کورش بزرک!!

حضرت سلیمان در سال 930 پیش از میلاد چشم از جهان فروبست و کوتاه مدتی پس از آن، قبائل دهگانه ای که در شمال سرزمین اسرائیل میزیستند علم طغیان برافراشتند و به شورش دست زدند و حکومت جداگانه ای برپا ساختند، که نام آن را مملکت اسرائیل (ממלכת ישראל) نهادند و «سامره» را پایتخت خویش قرار دادند.

پادشاهی اسرائیل (מלכות ישראל) مدت 200 سال ادامه داشت و 19 پادشاه بر آن حکم راندند. ولی «مملکت یهودا» که پایتخت آن اورشلیم بود، 400 سال دوام آورد و بر آن هم، 19 پادشاه از سلاله حضرت داود حکومت کردند.

ولی در آن روزگاران دو امپراطوری در همسایگی سرزمین یهود قدرت گرفتند و استقلال آن را به خطر انداختند. سخن از دو امپراطوری بابل و آشور است که به ابرقدرتهای زمان مبدل شدند و به جهانگشائی پرداختند.

گسترش این دو امپراطوری موجب شد که نخست سرزمین اسرائیل، و پس از آن سرزمین یهودا به تصرف بیگانگان درآمد. اشغالگران سرزمین اسرائیل آشوریان بودند که در سال 722 پیش از میلاد بر این سرزمین مسلط شدند و مردمان آن را به اسارت بردند. حدود یکصد سال پس از آن تاریخ، امپراطوری بابل سرزمین یهودا را به اشغال درآورد و بیشتر ساکنان آن را به اسارت برد و بیت المقدس یهود (بیت همیقداش) را ویران ساخت و یهودیان را در سوگ عمیقی فرو برد.

دوران غربت یهودیان

در سال 597 پیش از میلاد که بخت النصر امپراطور بابل سرزمین یهودا را بتصرف درآورد، بسیاری از مردمان آن را به قتل رساند و آنانی را که تصور میکرد توان کاری دارند به بابل تبعید کرد- که در آن هنگام پایتخت کلدانیان محسوب میشد. بدنبال این اشغال، سرزمین یهودا به صورت یکی از ایالات دور افتاده امپراطوری بابل درآمد، مردمان آن به خاک نشستند و بیت المقدس یهود ویران گردید.

یهودیانی که به اسارت بابل رفتند، نام «فرزندان غربت» بر خویش نهادند و سوگ دوری از وطن و ناتوانی و محنت آنان، موجب گردید که بتدریج بصورت یک قوم یکپارچه متبلور شدند و به هویت ملی دست یافتند. دوران اسارت بابل، در واقع سرآغاز تاریخ پراکندگی قوم یهود بود. در آن دوران، آئین یهود بتدریج در یک چارچوب دینی قرار گرفت و منسجم گردید و رهنمون زندگی یهودیانی شد که در خارج از وطن خویش ، و در سرزمین غربت به سر میبردند. در حالی که یهودیان در وطن خود برای نیایش به درگاه پروردگار رهسپار بیت المقدس (بیت همیقداش) میشدند که «خانه خدا» محسوب میگردید، و یهودیان در آنجا به قربانی کردن حیوانات در راه پروردگار میپرداختند، در غربت بابل نیایش در کنیساها شکل گرفت و یهودیان به رعایت شنبه مقدس (شبات) پرداختند و به فراگیری قوانین مذهبی (تورات) روی آوردند. در تمام این سالها، یهودیان غربت زده  لحظه ای از یاد وطن غافل نشدند و همیشه در آرزوی روزی بودند که بتوانند به میهن خویش و به سرزمین پدری خود باز گردند و بیت المقدس را دوباره بنا کنند.

بازگشت به وطن

حدود سال 540 پیش از میلاد بود که کورش کبیر پادشاه دادگستر ایران، با متحد ساختن همه بخشهای آن سرزمین، امپراطوری پر قدرتی بوجود آورد که امپراطوری بابل را شکست داد و آن سرزمین را تصرف کرد و برای نخستین بار در تاریخ جهان فرمان داد که هرکس در باورهای دینی خود و اجرای مراسم مذهبی خویش آزاد است، و بدینسان کورش بزرگ اصل سازگاری بین ادیان و باورها را پایه گذاری کرد و منشور حقوق بشر را بنیان نهاد و در حالی که بابلیان یهودیان را آزار میدادند و آنان را به اسارت برده بودند، کورش کبیر به یهودیان امکان داد به سرزمین پدری خویش باز گردند، و حتی به آنان کمک کرد همه وسائل بیت المقدس ویران شده یهود را که با خود به بابل آورده بودند به سرزمین یهود بازگردانند و کمک مالی در اختیارشان قرار داد تا بتوانند بیت المقدس را دوباره بنا کنند. در تورات مقدس یهود، کورش کبیر مورد تجلیل و تکریم قرار گرفته است. او تنها پادشاه یک سرزمین خارجی است که درکتاب مقدس یهود، نه تنها از او به نیکی یاد گردیده، بلکه نام «منجی» بر وی نهاده شده است.  در باب 45 از کتاب اشعیای نبی در کتاب مقدس چنین میخوانیم: «خداوند به منجی خویش، کورش (گفت): دست راست او را گرفتم تا بحضور وی امتها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم، تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم  و در  دروازه ها دیگر بسته نشود. (خداوند) چنین میگوید: من پیش تو خواهم خرامید و جایهای ناهموار را هموار خواهم ساخت و درهای برنجین را شکسته ، پشت بندهای آهنین را خواهم برید و گنجهای ظلمت و خزائن مخفی را به تو خواهم بخشید، تا بدانی من یهوه (هستم) که ترا به نامت خوانده ام، و من خدای اسرائیل هستم». در باب 44 از کتاب اشعیای نبی، درباره کورش کبیر چنین میخوانیم: «خداوند درباره کورش میگوید: او شبان من است و تمامی مسرت مرا به اتمام خواهد رسانید».

با صدور فرمان کورش کبیر، یهودیان غربت زده در سرزمین بابل، باروبنه خود را بستند و به سوی خانه پدری بازگشتند و با همکاری یهودیانی که در این سرزمین باقی مانده و به اسارت برده نشده بودند، به بازسازی وطن خویش پرداختند.

در طول مدت کوتاهی، بسیاری از غربت زدگان بابل، که شمار آنان از هزاران فزون بود، راه بازگشت در پیش گرفتند و یکی از نخستین گامهای آنان پس از برگشت به وطن، بازسازی بیت المقدس یهود بود.

با آنکه کورش بزرگ به همه یهودیانی که به اسارت بابل رفته بودند اجازه داد به سرزمین پدری خویش باز گردند، شماری از آنان به سرزمین ایران کوچ کردند و نخستین جامعه یهودی در ایران زمین را بوجود آوردند که تا امروز همچنان پا برجاست. با آنکه بسیاری از یهودیان به سرزمین پدری بازگشتند، ولی مملکت آنان برای مدتی طولانی هنوز نیمه ویران باقی مانده بود.

در سال 440 پیش از میلاد بود که پادشاه بزرگ ایران یکی از یهودیان فرهیخته ای را که مشاور دربار او بود و نحمیا نام داشت به سرزمین پدری اش فرستاد و او را والی یهودا ساخت. نحمیا خود فردی را به نام عزرا (ملقب به عزرای کاتب) که نگارنده کتب مذهبی بود مامور ساخت به تدوین قوانین مذهبی برای این ولایت بپردازد. نحمیا در راه آبادانی اورشلیم و تامین امنیت اهالی آن بسیار کوشید و از جمله فرمان داد حصار دور شهر از نو بنا گردد و فرمان برپائی یک شورای مشورتی از روحانیون یهودا را صادر کرد که «کنست هگدولا» (مجلس کبیر) نامیده شد که شریعت یهود را تدوین میکرد و جنبه دیوان عالی قضائی داشت. تحت رهبری عزرا، در آئین مذهبی یهود اصلاحات  لازم بعمل آمد و متن کامل تورات (شریعت یهود) با صدای بلند در ملاء عام خوانده شد و از زبان عبری به زبان آرامی (ارمیت)، که زبان محاوره ای دوران بود، برگردانیده شد.

طی قرون بعدی سرزمین یهودا شکوفائی خود را باز یافت، اورشلیم از نو بنا گردید و شهر گسترش یافت و آبادیهائی اطراف آن برپا شد. یهودیان از فرهنگ و تمدن ایرانیان مطالب بسیار اقتباس کردند و در  طول زمان تحت تاثیر فرهنگ یونانیان نیز قرار گرفتند. در این دوران بود که ادبیات فلسفی یهود پای گرفت و کتابهای «امثال سلیمان»، «جامعه» و «ایوب» نگاشته شده و بعدها به تورات ضمیمه گردید و مجموعه «کتاب مقدس» یهود را بوجود آورد.

دوران یونانیان

در ادامه جهانگشائیهای اسکندر مقدونی، سرزمین یهود نیز در سال 332 پیش از میلاد به تصرف امپراطوری یونان درآمد، ولی فرمانروائی آن بدست خاندان سلوکی ها سپرده شد و آئین یهود در آن همچنان برقرار بود. اما یونانیان بتدریج درصدد برآمدند آداب بت پرستانه خویش را بر یهودیان تحمیل کنند.  آنان را از اجرای مراسم شرع خویش باز داشتند و قداست بیت المقدس یهود را خدشه دار کردند، تا شاید بتوانند فرهنگ یونان را بر مردمان این سرزمین حاکم سازند- ولی یهودیان به پا خاستند و در سال 166 پیش از میلاد علیه فرمانروایان بیگانه علم طغیان برافراشتنتد.

بر گرفته از سایت سرزمین اسرائیل

 

28  )  <<  گـوناگـون  >>  (26)

 
 

Send mail to admin@iranbanan.com   with questions or comments about this web site.

 
 

Copyright © 2006  The Cultural Foundation of Iranbanan